محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
429
خلاصة الحكمة ( فارسى )
مىآورند كه سوخت تمام سال بلاد قريبه و بعيده از آن است . و سالى سه چهار كشتى عظيم با كشتىهاى كوچك بسيار در موسم گرما در جوزا و سرطان و اسد ( اين سه ماه ) در آن دريا رفته آن ماهى را - به نحوى كه در « مفردات » در ذكر « سمك » مذكور گشت - صيد مىنمايند و روغن آن را گرفته ، در ظرفهاى چوبى بزرگ - كه « پيپ » نامند - پر مىنمايند . و مىگويند : همين كه آفتاب به سنبله آمد ، چند روزى باد بسيار سرد گزنده مىوزد كه به هر كس برسد هلاك مىگرداند ؛ و اگر به زودى از آن بحر « 1 » برآمدند و گريختند و بسيار دور رفتند ، نجات مىيابند و الّا مقارن آن در نيمهء سنبله ، قطعههاى عظيم يخ با آن هوا بر روى آب پديد مىگردد و سردى هوا شديدتر مىگردد « 2 » تا به حدّى كه تمام دريا يخ مىبندد به ضخامت بسيارى ؛ كه حركت كشتى و جهاز در آن متعذّر و معيشت اهل آن محال [ مىگردد ] ؛ پس لا محاله همه هلاك مىگردند . پس از آن ، بيشتر عرض ثمانين را بايد ديد كه در آن سه ماه نيز وصول بدان متعذّر و محال است ، تا « 3 » به عرض تسعين چه رسد . و ليكن ربع جنوبى عرض خمسين و ستّين آن را كه وصول بدان يافتهاند نصارى و بعض جزاير آن اراضى را به تصرّف آوردهاند ، سردى آن جا را به حدّ شمالى نمىگويند و معمورى آن جا زياده است از جانب شمال . و ببايد دانست كه تكرار ذكر اكثر امور ، براى زيادتى توضيح است .
--> ( 1 ) الف : بحر به . ( 2 ) . ب : مىشود . ( 3 ) . ب : ( تا ) حذف شده .